ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

57

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

ابو الحسن على بن رضوان « 1 » گفت : صناعت طب قبل از ابقراط گنجى بود كه پدران ذخيره كرده و براى فرزندان خود باقى مىگذاردند ، فقط در يك خانواده كه همان خانوادهء اسقلبيوس باشد بود . اين اسم يعنى نام اسقلبيوس يا نام فرشته‌ايست كه خداوند او را فرستاد كه بمردم طب بياموزد ، يا اسم اسقلبيوس يك قوه الهى است كه طب را بمردم تعليم داد . هرطور باشد او نخستين كسى است كه صنعت طب را تعليم داد و بنا بر عادت قدماء اولين شاگرد را به او نسبت مىدادند . بنا بر عادت قدما كه معلم را پدر شاگرد مىگفتند ، از شاگرد اول افراد خانواده‌اى كه منسوب باسقلبيوس هستند ، بوجود آمدند كه ملوك يونان و بزرگان آن بودند و نمىگذاردند غير از خود آنها كسى صنعت طب را بياموزد ، بدين شكل كه پدر به پسر يا به نوه خود طب را تعليم مىدادند . طرز تعليم طب در بين آنها شفاهى بود و جائى نمىنوشتند و اگر در بعض موارد ناچار به نوشتن مىشدند ، به صورت لغز و معمى مىنگاشتند ، تا ديگران آن را نفهمند . آن لغزها را پدر به پسر ياد مىداد و صنعت طب در بين پادشاهان و مردم زاهد رايج بود و قصدشان كومك بمردم و احسان به آنها بدون مزد بود و بدون هيچ قيد و شرط و مزدى اين كار خير را انجام مىدادند و كارها به همين كيفيت جريان داشت ، تا آنكه ابقراط از بين مردم جزيرهء كوس ظهور كرد . ذمقراط از اهالى ايديرآ و معاصر ابقراط بود ، ولى ذمقراط زاهد شد ، و اداره شهر خود را ترك كرد و چون ابقراط ديد افراد خانواده‌اش در صنعت طب اختلاف پيدا كرده‌اند ، ترسيد اختلاف سبب فساد اين صنعت شود ، لذا درصدد برآمد طب را به صورت مبهمى در كتاب يادداشت نمايد . او دو پسر فاضل داشت ، ثاسلس و ذراقن ، يك شاگرد فاضلى هم بنام

--> ( 1 ) - ابو الحسن على بن رضوان بن على بن جعفر - در بصره به دنيا آمد و در همان جا بزرگ شد و در مصر بآموختن علم طب پرداخت .